شبکه چهار - 21 شهریور 1404

مسلمانان جهان، متحد شوید ("وهابیت" علیه "وحدت")

هفته وحدت مذاهب اسلامی - میلاد مبارک پیامبر اکرم ص - دانشگاهیان "وحدت طلب" از کشورهای مسلمان - ۱۳۹۳

بسم الله الرحمن الرحیم

خوشبختم که دوستان از ۱۲ کشور از کشورهای مختلف جهان اسلام تشریف آوردند. من در نشست قبلی هم در سودان حضور داشتم. قرار بر این شد که در مورد مسئولیت علمی و اخلاقی جهان اسلام سخن بگوییم و تأثیر و نسبت آن در سبک زندگی، نه در ساحت فردی بلکه در ساحت جمعی و تمدنی. یعنی ما و شما چه تحولات عقلی، علمی و اخلاقی باید صورت بدهیم تا بتوانیم بار دیگر به تمدن قوی و متحد معاصر اسلامی دست پیدا کنیم. در شرایطی داریم با هم سخن بگوییم که جهان اسلام در یک تحولات بی‌سابقه‌ای درگیر شده است.

پس از یکی- دو قرن که جهان اسلام به طور کامل تحت سلطه غرب و شرق بود، تحت سلطه حاکمیت‌های دیکتاتور و سکولار و وابسته و فاسد، جوامع اسلامی را عقب نگه داشتند در دو- سه دهه اخیر، حرکت بیداری و نهضت ضد استکباری و ضد استبدادی در جهان اسلام آغاز شده است و در ایران به عنوان نخستین کشور اسلامی که آزاد شد و توانست حکومت مردمی و جمهوری از نوع اسلامی تشکیل بدهد و بعد از آن حلقه‌های زنجیره بیداری اسلامی در سرزمین‌های اسلامی بپا خواست و در این چند سال اخیر دیدیم که چند ملت مسلمان در شمال آفریقا و در جزیرة العرب با شعار مبارزه با استبداد و استعمار، با شعار آزادی و اسلام به خیابان‌ها آمدند ولی پاتک و ضد حمله‌ای که در یک اتحادیه شوم، مثلث صلیبی‌ها، صهیونیست‌ها و تکفیری‌ها در اتحاد سه‌گانه شوم این سه دسته، نهضت بیداری اسلامی را به جنگ داخلی بین مسلمین تبدیل می‌کنند. در بعضی کشورها کودتا کردند. در بعضی کشورها قبایل را و احزاب را به جان هم انداختند و در بعضی دیگر از کشورها جنگ مذهبی راه انداختند. یعنی حرکت عظیم ملت‌های مسلمان عرب را، سنی و شیعه را، که می‌رفت تا یک حلقه جدیدی در ساختن تمدن اسلامی معاصر باشد، به یک نقطه منفی در کارنامه جهان اسلام تبدیل می‌کنند. هرج ‌و مرج، جنگ مذهبی، جنگ قبیله‌ای، با دلارهای نفتی با مدیریت و رهبری در یک اتاق فکری که سه ضلع دارد. صلیبی‌ها، یعنی آمریکا و اروپا، صهیونیست‌ها و جریان‌های تکفیری با دلارهای نفتی کنار هم نشستند و غرب آسیا را و شمال آفریقا را که پرچم اسلام بالا می‌رفت، به کودتا، اختلافات و جنگ‌های داخلی تبدیل کردند که ملت‌های مسلمان را از بیداری پشیمان می‌کنند. امیدواریم این اتفاق نیفتد. نگذارید این نهضت عظیم بیداری اسلامی منحرف بشود یا به ضد خودش تبدیل بشود.

سبک زندگی قرآنی سراسر عقل و اخلاق است. به عنوان نمونه آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳ سوره مبارکه انعام، ، شما ملاحظه بکنید در همین یکی - دو آیه شریفه که حتماً خواهش می‌کنم دوستان راجع به این آیات فکر کنند، از جمله چندتا آیات که حالا چون فرصت محدود است، من فقط به یکی- دو تا مثال اشاره می‌کنم.

خداوند متعال در این آیه سه دسته اصول را مطرح کرده است. نیکی مربوط به عقاید شخصی است. یعنی نوع جهان‌بینی شما که چگونه انسان به این عالم و به زندگی و مرگ باید فکر کند که واقع‌بینانه باشد و سبک زندگی عقلانی و اخلاقی شکل بگیرد. مفهوم شرک و توحید را مطرح می‌کند. شرک یعنی چه؟ شرک یعنی در مقام تعریف این عالم یا عبادت، یا اطاعت کسی یا چیزی را در عرض خداوند و شریک خداوند قرار بدهد. یعنی اگر کسی بگوید که کسانی در ردیف خداوند، و مستقل از خداوند خالق ما هستند یا رازق ما هستند، به ما رزق دادند یا مرگ و زندگی ما دست آن‌ها است. نفع و ضرر ما دست آن‌ها است، آن‌ها را باید در کنار خداوند عبادت و اطاعت کرد. این شرک است. حالا متأسفانه شما باز می‌دانید همین جریان‌های تکفیری فرق بین احترام و عبادت را نمی‌فهمند یعنی فکر می‌کند که اگر کسی به مرقد پیغمبر احترام گذاشت، این دارد پیغمبر را عبادت می‌کند! نمی‌فهمد که احترام و زیارت شرک نیست. احترام و زیارت، بوسیدن قبر اولیای خداوند این‌ها عین توحید است. چون در مسیر اطاعت خداوند است. نه این که این‌ها را ما خدا بدانیم یا شریک خدا بدانیم. مگر شما وقتی دست پدر و مادرتان را خم می‌شوید و می‌بوسید مگر دارید پدر و مادرتان را عبادت می‌کنید؟ احترام به پدر و مادر، عبادت پدر و مادر است؟ حتی سجده؛ وقتی خداوند متعال به فرشتگان امر می‌کند جلوی آدم سجده کنید، یعنی خداوند امر به شرک کرده است؟ شرک، بوسیدن و ادای احترام نیست. شرک یعنی معتقد باشی که پیغمبر و اولیای خداوند شریک خدا هستند. این شرک است. اصلا لازم نیست آن‌ها باشند. اگر همین الان بنده معتقد باشم که این لیوان آب، هیچ کاری هم نکنم، اصلا به این لیوان احترام هم نگذارم، زیارتش هم نکنم ولی معتقد باشم که این لیوان در خلق این عالم شریک است و دخالت دارد. این شریک خدا است. معتقد باشم که این را باید عبادت کرد. معتقد باشم که عمر ما، رزق ما، خلق ما دست اوست، من مشرک هستم. ولی اگر کسی از اینجا زیارت قبر پیغمبر رفت چرا مشرک است؟ برای خداوند زیارت قبر پیغمبر رفت، برای چه مشرک است؟ شما دیدید این تکفیری‌ها در سوریه و عراق قبر اصحاب رسول‌الله را یکی ‌یکی زدند، تخریب کردند که جنازه اصحاب رسول‌الله را بیرون بکشند. قبر بعضی از پیامبران الهی را بمب گذاشتند، منفجر کردند.

ببینید قرآن راجع به توحید چه می‌گوید. دست ملکه انگلیس را می‌بوسند، او عین توحید است! اما اگر قبر پیغمبر و اهل بیت و اصحاب پیغمبر را کسی ببوسد مشرک است. ولی دست ملکه انگلیس را ببوسد عین توحید است. می‌گویند توسل به خداوند از طریق پیغمبر شرک است اما توسل به رئیس جمهور آمریکا عین توحید است. شفاعت انبیاء به اذن‌الله، به اذن‌الله نه بدون اذن خدا. شفاعت انبیاء به اذن‌الله را می‌گویند شرک است اما شفاعت اتحادیه اروپا و صهیونیست‌ها عین توحید است!

می‌گویند مذاهب دیگر اسلامی این‌ها مشرک هستند. اما صهیونیست‌ها و صلیبی‌ها مثل این که عین موحد و عین توحید هستند! شما می‌دانید یهودی‌ها و صهیونیست‌ها عربستان می‌روند با اجازه حکومت برای زیارت آثار تاریخی یهود، مربوط به قبل اسلام و بعد اسلام، همان منطقه خیبر می‌روند. اما مسلمانان حق ندارند زیارت قبر اصحاب پیغمبر بروند که ببینند اصحاب رسول‌الله این همه در بدر و احد و خیبر و خندق فداکاری کردند این‌ها کجاها بوده است؟ بروند آنجا آن‌ها را ببینند. کنار خانه خدا کاخ سرمایه‌داری ساختند. شما دیدید آن که آن بالا سایه‌اش روی سر خانه خدا است و بزرگ‌ترین توهین به خانه خداست. نه این که خانه‌ای که پیغمبر آنجا متولد شده است، خانه‌ای که خدیجه ام‌المؤمنین آنجا بوده است، آن‌ها را به دستشویی تبدیل می‌کنید، می‌گویید برای این که شرک نباشد.

ببینید توحید، اخلاق، عدالت اجتماعی، معنویت و تقوا، عقلانیت، نگاه درست به علم، نه نفی علم و زندگی علمی، و تعادل، نه افراط و نه تفریط. این‌ها مجموعاً مهم‌ترین ارکان سبک زندگی اسلامی هستند و دانشگاه‌های ما و جنبش‌ها و تشکل‌های دانشجویی ما، شما برادران و خواهران و دوستان ما و شما در سایر کشورهای اسلامی که باید با آن‌ها مرتبط بشویم، امروز مسئولیت مهمی داریم که به دنیا بباورانیم و قبل از آن به خود مسلمانان بباورانیم و یادآوری کنیم که می‌شود امروز تمدن اسلامی را دوباره ساخت. ما می‌توانیم و باید این کار را بکنیم و می‌توانیم این کار را بکنیم. منتهی به شرط مراجعه درست به کتاب و سنت. مراجعه یعنی با عقل، سراغ قرآن و سنت برویم نه بدون عقل.

آن اسلام‌گرایی که اخلاق در آن نیست، آن اسلام نیست، اسلام‌گرایی نیست. آن اسلام‌گرایی که تمام مسلمین را چون با من اختلاف مذهبی دارند، تکفیر کند، آن اسلام‌گرایی نیست. شما می‌دانید دوستان محمد بن عبدالوهاب تخصصی در تکفیر داشت. اولین کسانی را که تکفیر کرد خود سنی‌های حنبلی بود. چون او در حجاز حنبلی بود. اولین گروهی را که ایشان تکفیر کرده، خود اهل سنت حنبلی‌ها هستند. ایشان آن‌ها را اول تکفیر کرد. من عبارت او را هم دارم اگر فرصت شد، خواستید برایتان می‌خوانم. یعنی اول گفت همه این‌ها که در حجاز و در مکه و مدینه هستند، این‌ها همه مشرک هستند. اولین کسی که علیه این آدم کتاب نوشت، برادر خودش بود. و اولین کسی که گفت تو خودت منحرف هستی، پدر خودش بود که از علما و فقهای حنبلی بود. ایشان افراط در تکفیر دارد و در این باب غلو می‌کند. من خواهش می‌کنم کتاب «الدرر السنیه» را دوستان اگر فرصت کردند، ببینند برای عبدالرحمن بن محمد بن قاسم حنبلی نجدی است. خودش اهل همانجا است. حنبلی هم هست. همشهری خود محمدبن‌عبدالوهاب است. کتاب را ببینید، ببینید محمد بن عبدالوهاب چقدر آدم از خود بزرگان اهل سنت را تکفیر می‌کرده است. امروز متأسفانه این جریان آمده است به اسم سلفی‌گری و به اسم اسلام‌گرایی آمده است، یک مرتبه به دست گرفته است. اصلا شماها کجا بودید؟ شماها که نبودید در صحنه سیاسی که. مگر سید قطب و حسن البنا که در مصر شروع کردند، مگر آن‌ها وهابی بودند؟ حسن البنا جزء فرقه‌های صوفیه مسلمان شمال آفریقا است. خودش طرفدار تقریب مذاهب بود. اصلا می‌گفت تا مسلمین از مذاهب مختلف با هم برادر نباشند، ما نمی‌توانیم امت اسلام را احیاء بکنیم. در شرق و غرب جهان اسلام، همه انقلابیون تقریبی بودند، نه تکفیری.

جریان وهابیت، این‌ها را اصلا انگلیسی‌ها سر کار آوردند و آمریکایی‌ها سر کار نگه‌شان داشتند. این‌ها رژیم صهیونیستی اسرائیلی را سر پا نگه داشتند. اگر رژیم‌ها نباشند، شش ماه طول نخواهد کشید، الا این که اسرائیل، رژیم اسرائیل سقوط می‌کند و فلسطین آزاد خواهد شد. این‌ها نمی‌گذارند اسرائیل سقوط کند. همین الان چند تا جزیره خود عربستان در دریای احمر دست اسرائیل است. هیچ‌ چیز نمی‌گوید. دوتا جزیره‌اش اقلّاً دست صهیونیست‌ها است. محمود عباس مریض است. او را در تل‌آویو در بیمارستان‌های اسرائیلی‌ها می‌برند معالجه‌اش می‌کنند. چرا این تکفیری‌ها که وارد جنگ شده‌اند، بیش از هزار تا از آن‌ها در بیمارستان‌های اسرائیل هستند؟ برای چه؟ جریان اعتراض مردمی را چه کسانی تبدیل کردند به جنگ خیابانی؟ چطور است که در بحرین و اردن و مراکش، همه تظاهرات‌های خیابانی سرکوب می‌شود؟ اما در سوریه به جنگ مسلحانه تبدیل می‌شود؟ برای چه؟ آیا در عربستان و قطر و امارات و اردن و این‌ها دموکراسی برقرار است؟ اصلا این‌ها انتخابات در عمرشان دارند؟ آیا آنجا اسلام حاکم است؟ یک مرتبه کسانی به نام داعش، امارت اسلامی عراق و شام پیدا می‌شوند خیلی خب. شما چطور شد که نه در عربستان، نه در قطر، نه امارات، هیچ‌جا امارت اسلامی نمی‌خواهید برقرار کنید؟ آنجاها نه دموکراسی، نه اسلام. چرا در مراکش و اردن و اینجاها نه اسلام می‌خواهید، نه حکومت اسلامی می‌خواهید باشد، نه دموکراسی؟ گشتید از بین همه جا پیدا کردید که تنها حکومت عربی بود که به فلسطین خیانت نکرده بود. همه حکومت‌های عربی به فلسطین خیانت کردند. این‌ها گفتند می‌خواهیم برویم در مسجد دمشق نماز بخوانیم. خب چرا در مسجدالاقصی نمی‌روید نماز بخوانید؟ چرا می‌خواهید نماز اول را در مسجد دمشق بخوانید؟ نه! مسجدالاقصی باید دست صهیونیست‌ها باشد، آنجا نماز قبول نیست.

کشورهای عربی، دو- سه‌تا کشور هستند که اول این که ضد اسرائیلی هستند. دوم این که انتخابات داشتند، عراق و سوریه بودند. در هیچ کشور عربی انتخابات نبوده است. در هیچ رژیم عربی هم ضد اسرائیل نبوده است. دولت‌های عربی حاضر نشدند با اسرائیل بجنگند. بحث ما شیعه و سنی نبوده است. حماس سنی است. جهاد اسلامی فلسطین سنی هستند. ولی در تمام جهان اسلام فقط ایران از این‌ها حمایت کرد. خون حزب‌الله شیعه و حماس سنی در هم مخلوط شد. اتحاد اسلامی آنجا خودش را نشان داد. این‌ها دیدند خون حزب‌الله و حماس، مجاهد شیعه و مجاهد سنی با هم مخلوط شد، کمر اسرائیل را شکست. بعد یک جنگی خواهیم داشت و بعد از آن اسرائیل سقوط خواهد کرد و قدس آزاد می‌شود. اسرائیل دم پرتگاه بود. یک هول دیگر لازم داشت. یک مرتبه چه کار کردند؟ در سوریه، در عراق، در پاکستان، بمب‌گذاری، ترور جنگ بین مسلمین را راه انداختند. گفتند نه در مسجدالاقصی می‌خواهیم نماز بخوانیم، نه در هیچ‌جای جهان اسلام دموکراسی می‌خواهیم، نه هیچ‌جا حکومت اسلامی، امارت اسلامی. ما فقط می‌خواهیم در عراق و سوریه امارت اسلامی راه ‌بیندازیم. خیلی جالب است. انتخابات آن را هم قبول ندارند.

امروز برادران و خواهران عزیز، این بزرگ‌ترین توطئه است. حتی وهابیت هم بهانه است. این‌هایی که پشت پرده هستند، ببینید ممکن است آن کسی که دارد در خیابان می‌جنگد، بچه مسلمانی باشد، درد دین هم داشته باشد. من این را انکار نمی‌کنم. ولی دوستان بدانید، مسئله حتی مذهب نیست، مذهب هم بهانه است. وهابیت هم بهانه است. مسئله شیعه و سنی نیست. محمد بن عبدالوهاب می‌گوید که عین عبارتش را من برایتان بخوانم. «الدرر السنیه» جلد ۱۰ صفحه ۵۱. از یک عالم حنبلی اهل نجد و جزیرة العرب. می‌گوید: «أنا فی ذلک الوقت لا أعرف لا أعرف معنى لا إله إلا الله». می‌گوید من قبلاً اصلا نمی‌دانستم لا اله الا الله و توحید چه است. «و لا أعرف دین الإسلام». اسلام را نمی‌شناختم. «و کذلک مشایخی». تمام اساتید من هم، آن‌ها همه مشرک هستند، اسلام را نمی‌شناسند. «ما منهم رجل عرف ذلک». هیچ‌ چیز از اسلام، هیچ ‌کس نمی‌داند. یعنی حتی علمای حنبلی سنی جزیرة العرب را متهم می‌کند، می‌گوید این‌ها هم همه مشرک هستند، اسلام را نمی‌شناسند. «فمن زعم من علماء العارض أنه عرف معنى لا إله إلا الله أو معنى الإسلام قبل هذا الوقت أو زعم من مشایخه أن أحدًا عرف ذلکم فقد کذب و افترا و مدح نفسه بما لیس فیه». هرکس تا قبل از این که من الان دارم اسلام و توحید را معرفی می‌کنم، هرچی راجع به اسلام گفته است حرف مفت زده و همه‌اش شرک بوده است. یعنی می‌گوید تا قبل از من، تمام علما و جهان اسلام همه منحرف و مشرک بودند و حرف مفت زدند. همه منحرف هستند. من از این به بعد توحید را می‌گویم چیست. تمام هزار سال تاریخ اسلام را از همه مذاهب اسلامی می‌گوید این‌ها همه مشرک و منحرف بودند. من تازه به شما یاد می‌دهم که چیست. «لم یمیزوا بین دین محمد صلوات الله علیه وآله ودین أمر بن لحا الذی وضعه للعرب بل دین أمر عندهم دین صحیح». می‌گوید تمام این چیزهایی که می‌گویند مال حرف‌های قبل از اسلام است که حتی شرک قبل از اسلام نسبت به این اسلامی که هست بین همین سنی، او تازه سالم‌تر بوده است. این‌ها از آن‌ها منحرف‌تر هستند.

و راجع به تکفیر اشخاص، جناب شمس‌الدین ذهبی وجود دارد. جناب ذهبی یک نامه‌ای به ابن‌تیمیه دارد یعنی ابن‌تیمیه را نصیحت می‌کند، به نام «النصیحة الذهبیة» معروف است. نسخه خطی آن در دارالکتب مصریه وجود دارد. ابن‌تیمیه که استاد محمدبن‌عبدالوهاب است. می‌گوید تو صد تا عیب داری. هیچ کدام از عیب‌های خودت را برطرف نمی‌کنی. نشستی به این‌طرف و آن‌طرف نگاه می‌کنی، مدام همه را تکفیر می‌کنی. حالا خود ذهبی هم که سنی است، اهل سنت است. می‌گوید: «تب لمن شغله عیوب الناس عن عیبه». خاک بر سر کسی که عیب دیگران را می‌بیند، عیب خودش را نمی‌بیند. «إلى کم ترى القذاة فی عین أخیک وتنسى الجذع فی عینیک». یک خار کوچک را در چشم دیگران می‌بینی ولی یک درخت را در چشم خودت نمی‌بینی؟ همه را متهم می‌کنی؟ تا کی مطالبی را که می‌پرانی، حرف‌هایی را که از خودت درمی‌آوری، به اسم اسلام مطرح می‌کنی و بقیه علمای مذاهب حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی، همه را می‌گویی کافر هستند. تا کی دنبال عیب ساختن برای دیگران هستی؟ من می‌دانم تو برای این که خودت را قانع کنی، می‌گویی که من کسانی را متهم و تکفیر می‌کنم که بویی از اسلام نبردند و از سنت پیغمبر خبر ندارند. من دارم جهاد می‌کنم و علیه شرک می‌ایستم!

«أعرف أنک تقول لی لتنصر نفسک إنما الوقیعة فی هؤلاء الذین ما شموا رائحة الإسلام ولا عرفوا ما جاء به ما جاء به محمد صلى الله علیه وآله وهو جهاد» بعد ایشان می‌گوید که تو وقت این نشده که دست از این طرز رفتار برداری؟ «أما حان لک أن تتوب». وقتش نرسیده است توبه کنی، خودت را اصلاح کنی؟ مرگت رسیده، هفتاد سالت است. تا کی می‌خواهی به این شیوه عمل کنی؟ «فما أظنک تقبل على قولی ولا تصغی إلى وعظی بل لک همت کبیرة فی نقض هذه الورقة بمجلدات». می‌گوید می‌دانم من یک برگ صفحه برایت مطلب نوشتم، چندین جلد جواب برایم می‌توانی بنویسی و این کار را می‌کنی و تو اصلا حرف کسی را گوش نمی‌کنی. «لا تزال تنتصر حتى أقول لک لیته سکت» این‌ها را می‌گوید که موقع مرگ توست. از خودت این‌قدر دفاع می‌کنی تا من بگویم کاش ساکت بودم، هیچ ‌چیز به او نمی‌گفتم یک کلمه به او می‌گویم، ۱۰ تا جواب می‌دهد. «إذا کان حالک عندی وأنا الشفوق المحب الواد فکیف یکون حالک عند أعدائک». با منی که دوست تو هستم این‌جوری برخورد می‌کنی، تکفیر می‌کنی. چه رسد به دشمنانت. «وأعداؤک والله فیهم صلحاء وعقلاء وفضلاء کما أن أولیاءک فیهم فجرة وکذبة و جهلة و بطلة و عور و بقر». به خیالت رفیق‌های تو گاو هستند، حیوان هستند، دروغگو هستند، باطل هستند، فاسد هستند. «قد رضیتُ منک بأن تسبنی علانیة وتنتفع بمقالتی سرًّا». اشکالی ندارد در علن به من فحش بدهی ولی در خفا خواهش می‌کنم نامه من را برو بخوان و یک کم فکر کن و خودت را اصلاح کن.

من یادداشت‌های زیادی دارم از علمای شافعی و حنفی و مالکی که می‌گویند این ادبیات تکفیری، هم ابن‌تیمیه و هم محمد بن عبدالوهاب ربطی به اسلام ندارد. همین بس است. این جریانی که الان راه افتاد، پرچم اسلام‌گرایی و مبارزه را دارد به خون مسلمانان آلوده می‌کند، این جریان، رهبرانش، یعنی ابن‌تیمیه و محمد بن عبدالوهاب، خودشان تکفیر شدند! توسط چه کسی؟ توسط علمای درجه‌اول اهل سنت.

شما دوستان می‌دانید جناب ابن‌تیمیه با فتوا و حکم قاضی مالکی و قاضی شافعی به زندان انداخته شد و در زندان توسط علمای اهل سنت تکفیر شد و در زندان مرد. محمد بن عبدالوهاب هم توسط بزرگان اهل سنت تکفیر شده است.

برادران و خواهران ما نگران هستیم و به کمک هم احتیاج داریم. یک) دانشگاه‌ها را دریابید. نگذارید در دانشگاه فرهنگ مادی غرب، فرهنگ سکس و فساد و اباحه‌گری حاکم بشود. نگذارید دانشگاه‌ها در جهان اسلام مزدور برای رژیم سرمایه‌داری، کسانی با تفکر آمریکایی و صهیونیستی تربیت کنند. فعالیت‌های انقلابی، سیاسی، علمی در دانشگاه‌ها باید فعال بشود. دوم) نگران هستیم این روح مبارزاتی اسلامی که در جهان اسلام ایجاد شده است، همان‌طور که دشمن دارد طراحی می‌کند، به مسلمان‌کشی تبدیل بشود. برای خودتان نقش تعریف کنید. با تشکل‌های دانشجویی در کشورهای دیگر اسلامی تماس بگیرید. این جلسات، ۱۱ تا کشور کم است. باید کل ۵۰، ۶۰ کشور اسلامی نماینده داشته باشند. همه باید با هم بنشینیم صحبت کنیم. سالی دو بار، سه بار، چهار بار باید دانشجویان تمام دانشگاه‌های جهان اسلام دور هم جمع بشوند، راجع به مسائل جهان اسلام با هم صحبت کنند. و ببینیم مسئولیت علمی ما و مسئولیت اخلاقی ما برای احیای سبک زندگی اسلامی امروزی، نه دیروزی، چه سهمی خواهد بود؟

والسلام علیکم و رحمة الله

من در خدمت دوستان هستم اگر فرمایشی، سؤالی دارند بفرمایند.

یکی از حضار: سلام علیکم. آقای دکتر، من ابراهیم زین از مصر قاهره هستم.

مترجم:

بحث ایشان این است که شما در مورد جنبش‌های دانشجویی، آیا شما پروژه‌های مسلحانه را توصیه می‌کنید و این که منظور شما دقیقاً از حرکت‌های دانشجویی چیست؟

پاسخ استاد: از دانشجو قبل از اسلحه، "آگاهی" و کار دانشجویی انتظار است. وقتی آگاهی نباشد و اسلحه باشد، همین اتفاقاتی می‌افتد که الان دارد در سوریه و عراق و پاکستان و این‌ها می‌افتد. آگاهی مهم‌تر از هر سلاحی است. اگر آگاهی نباشد، همه مسلح باشند، به جای دشمن، دوست به جان دوست می‌افتد. اما اگر آگاهی باشد، سلاح هم نباشد، به نتیجه می‌رسید. انقلاب ایران یک انقلاب مسلحانه نبود بلکه آگاهی بود. میلیون‌ها مردم یک سال هر روز می‌آمدند خیابان با شعار الله اکبر می‌گفتند ما آزادی و حکومت اسلامی می‌خواهیم. هزاران هزار در خیابان‌ها کشته دادند ولی مردم اسلحه برنداشتند. رژیم شاه هم سقوط کرد. البته اسلام اجازه سلاح و جهاد می‌دهد اما در جای خودش، در برابر کفر و استکبار، نه در برابر مسلمان! نه، من توصیه نمی‌کنم که شما جنبش مسلحانه در کشورهایتان راه ‌بیندازید. من چنین توصیه‌ای نمی‌کنم. ممکن است یک وقتی در باب صهیونیست‌ها و دشمنان اسلام اگر آمدند کشورهای شما را کفار اشغال کردند، بله، آنجا جهاد واجب است. اما در کشورهای مختلف، اگر کشور اسلامی اشغال شد یا کسانی با اسلحه در داخل هجوم آوردند، همه از جمله دانشجو وظیفه دارد سلاح بردارند، از اسلام و مسلمین دفاع کنند. اما اگر در یک جامعه‌ای بحث گفتگو و انتخابات و بحث علمی و این‌هاست، آنجا آگاهی خودش قوی‌ترین سلاح است. حالا چون شما مصری هستید، من مثال را به مصر زدم.

ببینید سابقه بیداری اسلامی در مصر شاید از همه جهان اسلام قدیمی‌تر است. یعنی اکثر کشورهای عربی و اهل سنت از مصر الهام گرفتند. نه فقط در این دوره اخیر، از قبل هم همین‌طور بود. شما می‌دانید که سیدجمال‌الدین اسدآبادی یا افغانی. سید جمال اهل ایران و اینجا بوده است. منتهی ایشان جاهای مختلف جهان اسلام می‌رفت، نه می‌گفت مذهبش چیست، نه می‌گفت اهل کجاست. لذا الان اختلاف دارند که اصلا ایشان شیعه بوده، سنی بوده، اگر سنی بوده، او حنفی بوده؟ شافعی بوده؟ مالکی بوده؟ معلوم نیست. یک جا می‌گوید من ایرانی هستم. یک جا می‌گوید افغانی هستم. یک جا می‌گفته است من هندی هستم. یک جا می‌رفته، می‌گفته است من مصری هستم. برای این که می‌خواهد بگوید مذهب و نژاد، این‌ها مسائل بعدی است و ربطی ندارد. ما همه مسلمان هستیم. یک امت هستیم. سید جمال آنجا شاگردانی را تربیت می‌کند و دوستانی مثل شیخ محمد عبده پیدا می‌کند. بعد حسن البنا که مؤسس اخوان است و شاگرد عبده است. این شعار بازگشت به اسلام و حکومت اسلامی و وحدت اسلامی، شما ببینید چطور می‌آید، بعد اخوان المسلمین، بعد گروه‌های جهادی در جهان اسلام پخش می‌شوند. ولی این وسط دیدگاه‌های غلطی می‌آید، یک مرتبه نگاه تقریبی اسلامی به نگاه تکفیری تبدیل می‌شود. این کانال‌های فضائیاتی که به اسم شیعه یا سنی اهانت می‌کنند به مقدسات مذاهب اسلامی و تکفیر می‌کنند و اهانت می‌کنند، ظاهراً علیه هم هستند ولی من به شما اطمینان می‌دهم که پشت پرده هر دو دسته این‌ها از یک جا دارند پول می‌گیرند و رهبری می‌شوند. این را مطمئن باشید. یعنی آن شبکه‌ای که می‌آید، شبکه ماهواره‌ای که به اسم شیعه فحش می‌دهد و اهانت می‌کند یا بعضی از مقدسات اهل سنت را اهانت می‌کند و آن کسی که به اسم سلفی و وهابی می‌آید به اهل بیت رسول‌الله و به شیعیان اهل بیت تکفیر می‌کند، بودجه‌های هر دوی این‌ها پشت پرده از یک جا می‌رسد. من مطمئن هستم همه این‌ها نهایتاً به واشنگتن و لندن و تل‌آویو برمی‌گردد. چون آن‌ها می‌خواهند ما به هم اهانت کنیم به جای این که با هم صحبت کنیم.

برادران و خواهران، یک نکته هم پیشنهاد مشخص بدهم. این را بگوییم در جهان اسلام، بحث کنیم. یک، بگوییم که مذاهب اسلامی بالاخره یک اختلافات کلامی، فقهی و تاریخی دارند. مربوط به من و شما نیست. هزار سال است این اختلافات وجود دارد. بعد از رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله و سلم) اصحاب رسول‌الله بالاخره چند دسته شدند. این که کار ما و شما نیست. چند دسته شدند. در باب مسئله خلافت بعد از رسول‌الله بین اصحاب رسول‌الله اختلاف شده است. ما که این اختلاف را نکردیم. حالا این که چه کسی بعد از رسول‌الله حق ولایت دارد، این اختلاف باقی است. شیعه می‌گوید که ولایت و خلافت بلافصل رسول‌الله(ص) متعلق به علی بن ابی‌طالب(ع) و اهل بیت پیغمبر بوده است. اهل سنت معتقدند نه، علی بن ابی‌طالب خلیفه چهارم است و اهل بیت هم نقش حکومتی و ولایتی ندارند و لازم نیست داشته باشند. خیلی خب، این اختلاف که برای الان نیست. ۱۴۰۰ سال پیش این اختلافات بود. باید با این اختلافات دو جور مواجه شد. یک جور روشی است که با ادبیات تکفیر و اهانت، آن هم در سطح رسانه‌های عمومی، اختلاف را به جامعه بکشید که نتیجه‌اش همین می‌شود که دشمن می‌خواهد.

راه دیگر آن چه است؟ پیشنهاد ما چه است؟ پیشنهاد ما این است که در هیچ رسانه عمومی، هیچ کسی به اسم هیچ مذهبی، حق اهانت به هیچ مذهبی را و حق تکفیر پیروان آن مذهب را ندارد. جان و مال و خون و ناموس همه مسلمانان، هرکس که «لا إله إلا الله و محمد رسول الله» می‌گوید و رو به کعبه نماز می‌خواند و قرآن را کتاب خدا می‌داند، باید محترم و محفوظ باشد.

بعد اشتراکات ما مسلمانان، ۸۰- ۹۰ درصد مسائل ما اشتراک است. یکی است. ما در قرآن که، قرآن کتاب ما است. سنت رسول‌الله را همه قبول دارند. مگر اخلاق اسلامی سنی و شیعه دارد؟ مثلا یک مذهب می‌گوید حسد و حرص خوب است، یک مذهب دیگر می‌گوید بد است؟ تهمت، غیبت، زنا، این‌ها مگر مسائل مذهبی است؟ اخلاق اسلامی که شیعه و سنی ندارد. احکام اسلام هم در ۹۵ درصد احکام یکی است. مثلا سنی دور خانه خدا یک جور طواف می‌کند، شیعه جور دیگر برعکس طواف می‌کند؟ همه مثل هم طواف می‌کنیم. همه رو به کعبه نماز می‌خوانیم. همه یک قرآن را قبول داریم. آیا یک مذهب قیامت را قبول ندارد، بهشت و جهنم را، یک مذهب دیگر قبول دارد؟ ما در اصول، در احکام اسلام، مذاهب اسلامی، مثلا یک مذهب می‌گوید نماز صبح دو رکعت است، یک مذهب دیگر آیا می‌گوید مثلا شش رکعت است؟ همه مذاهب می‌گویند نماز صبح دو رکعت است. همه می‌گوییم نماز ظهر چهار رکعت، نماز عصر چهار رکعت، مغرب سه رکعت، عشا چهار رکعت، این واجبات است، بعد هم نوافل و مستحبات. در ماه رمضان ما اختلاف داریم؟ آیا ما در زکات اختلاف داریم؟ آیا ما در حکم حجاب اختلاف داریم؟ ما در چه چیزی اختلاف داریم؟ تقریباً اغلب احکام شرعی یکی است. آن اختلافی هم که در احکام هست، بین خود مذاهب اهل سنت است. مگر احکام فقهی شافعی با حنبلی یکی است؟ یک عالمه اختلاف دارند.

خود ابوحنیفه توسط بعضی از اهل حدیث در زمان خودش تکفیر شد. دو بار ابوحنیفه را بردند در جلسه‌ای که باید توبه کنی! "امام طبری" که خودش مذهب جریری و طبری در جهان اهل سنت یک مذهبی بود، مفسر بزرگ که شما تاریخ طبری، تفسیر طبری از منابع اهل سنت است. می‌دانید که ایشان هم ایرانی است، در زمان خودش تکفیر شد. ایشان وقتی از دنیا رفت، خواستند در بغداد تشییع جنازه‌اش بکنند، یک عده از همین تیپ‌های تکفیری گفتند اجازه نمی‌دهیم طبری را در قبرستان مسلمان‌ها دفن کنید. کافر است. ما همه جا که با این ادبیات نمی‌توانیم جلو برویم.

ما شیعیان تکفیری هم داریم. ما بین شیعه هم کسانی داریم می‌گویند هرکس که پیرو اهل بیت نیست، کافر است. ولی امام خمینی(ره) گفت آقا همان را که پیغمبر و اهل بیت گفتند. همه مذاهب اسلامی یکی هستند. خب ما مشترکات ما بیشتر است، روی آن‌ها باید تکیه کنیم. برادران به شما هم بگویم، اکثر شما اهل سنت هستید، این را بدانید. ۸۰- ۹۰ درصد بزرگان اهل سنت ایرانی هستند. همین الان شما ۱۰ تا اسم از بزرگان فقه و تاریخ و کلام اهل سنت بگویید، از این ۱۰ نفر هشت تایشان ایرانی هستند.

بنده خراسانی هستم. ۸۰- ۹۰ درصد رهبران اهل سنت خراسانی هستند، همشهری‌های بنده هستند. شما اسم ببرید. همه بزرگانی را که شما در کتاب‌هایتان، به عنوان مفسر، ادیب، مورخ، فقیه، اصولی، متکلم، محدث، ریاضیدان، شیمیدان، فیلسوف اسم می‌برید، ۸۰ درصد این‌ها اهل ایران هستند. از غزالی و امام فخر رازی و زمخشری و... از چهار امام اهل سنت دو نفرشان ایرانی هستند. بنابراین ایران یک سرزمین بیگانه نیست که می‌گویند آقا دوتا اسلام است! یکی اسلام ایرانی است، یکی اسلام عربی است! دعوای عرب و عجم بوده است.

اصلا به شما بگویم اغلب رهبران سنی ایرانی هستند. اهل بیت، ائمه شیعه همه آن‌ها عرب هستند و همه رهبران شیعه اهل حجاز و عراق هستند. در حالی که رهبران اهل سنت اغلب ایرانی هستند اصلاً مسئله قومی و نژادی نیست که چه کسی عرب است، چه کسی عجم است، چه کسی فلان است! اختلافات فکری بوده است و هست. همین مصر را که دوستان مثال زدند. مردم مصر قرن‌ها شیعه فاطمی بودند. مردم که گناهی ندارند که. در هر دوره‌ای مذاهب مردم عوض می‌شوند. همین قاهره را چه کسی ساخته است؟ قاهره را شیعیان فاطمی در مصر ساختند. الازهر که بزرگ‌ترین دانشگاه اهل سنت جهان است، این دانشگاه را شیعیان ساختند. اصلا الازهر دانشگاه شیعه در قاهره بوده است. به اسم حضرت زهرا(س) است که الان بزرگ‌ترین دانشگاه سنی شده است که حالا می‌گویند اذان شیعی هم هرکس بگوید کافر است! چون قراء قرآن از مصر ایران می‌آمدند، اذان هم می‌گفتند. اذان شیعی هم با اذان سنی فرقی ندارد. شیعه معتقد است که «أشهد أن علیا ولی‌الله» جزء اذان نیست اما جزء مستحبات همراه اذان می‌تواند بیاید. وگرنه اذان «أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمداً رسول الله» و بقیه اذان است. ولی «أشهد أن علیاً ولی‌الله» اگر کسی به عنوان جزء اذان بگوید، مشرک است، کافر است، بدعت گذاشته است. ما «أشهد أن علیاً ولی‌الله» را به عنوان جزء اذان نمی‌گوییم. ولی جزء مستحبات ضمائم اذان است. آن اشکالی ندارد و بدعت نیست. بعد یک کسی در الازهر گفت که این قراء مصری که ایران آمدند اذان شیعی گفتند، این‌ها همه کافر هستند، آن‌ها را راه نمی‌دهیم.

ببینید من بحث من این است. همین قاهره و الازهر را شیعه در مصر ساخته است. آنجا تمدن فاطمی قرن‌ها بزرگ‌ترین تمدن جهان اسلام بوده است. البته مذهب فاطمی هم با این که شیعه است با ما اختلاف دارد. شیعه اثنی عشری همان‌طور که ایشان گفتند شیعه چندتا دیدگاه دارد، راست می‌گوید. بین شیعه هم شیعه فاطمی اسماعیلی، شیعه اثنی عشری داریم. این‌ها خب اختلافاتی با هم دارند ولی مذاهب که نباید همدیگر را تکفیر کنند. اختلافاتی در صدر اسلام بین اصحاب شده است. ما نمی‌توانیم انکار کنیم. بالاخره بعد از پیغمبر مگر زبیر، ابوذر و سلمان و مقداد، آن‌ها با خلافت جناب ابوبکر مخالفت کردند این‌ها هم اصحاب هستند دیگه. این‌ها هم اصحاب رسول‌الله هستند. یک عده اصحاب گفتند علی. یک عده اصحاب گفتند ابوبکر. یک عده اصحاب هم گفتند سعد بن عباده از مدینه خلیفه بشود. این اختلاف بوده، اصحاب چند دسته شدند. مگر زبیر سر قضیه سقیفه بنی ساعده شمشیر نکشید؟ شمشیر کشید، گفت خلافت حق علی است؛ که علی بن ابی‌طالب به زبیر گفت شمشیرت را غلاف کن. این اختلافات بوده است.

حالا سوال، مگر جناب ام‌المؤمنین عایشه، علیه جناب عثمان تندترین تعابیر را به کار نبرده است؟ من تعبیر ایشان را تکرار نمی‌کنم. جناب ام‌المؤمنین عایشه، راجع به جناب عثمان چه گفت؟ بروید در اسناد اهل سنت ببینید. ایشان او را تکفیر کرد. جناب عایشه گفت عثمان را تکفیر کرد، گفت کافر است. این اختلافات بین‌شان بوده است. جناب طلحه و زبیر، بعضی‌ها می‌گویند در قتل جناب عثمان در صحنه این‌ها بودند. این اختلاف هست. بعد که با علی بن ابی‌طالب بیعت کردند، جنگ جمل شده است. جنگ جمل چه کسانی بودند؟ جنگ جمل، دو طرف اصحاب پیغمبر بودند. با هم جنگیدند. هزاران نفر همدیگر را کشتند. چرا بعضی از اصحاب رسول‌الله با علی بن ابی‌طالب بیعت کردند، بعد بیعت را شکستند؟ جناب طلحه، جناب زبیر در جنگ جمل، دوتا برادر این جبهه هستند، یک خواهر آن طرف است. جناب عایشه ام‌المؤمنین آن طرف است، جناب محمد بن ابوبکر و عبدالرحمن بن ابوبکر، دو تا پسر ابوبکر در جبهه علی هستند. برادرها و خواهرها دارند با هم می‌جنگند! این‌ها بوده یا نبوده؟ مگر ام سلمه ام‌المؤمنین نیست؟ مناظره جناب امّ سلمه با جناب عایشه را بروید ببینید. جناب ام سلمه به جناب عایشه، این ام‌المؤمنین به آن ام‌المؤمنین می‌گوید که تو داری خطا می‌کنی با علی بن ابی‌طالب وارد جنگ شدی.

این‌ها در تاریخ اسلام هست. مگر سر پسر پیغمبر، حسین بن علی را در کربلا را نبریدند؟ کشتند دیگه. دختران پیغمبر را به زنجیر کشیدند. خب این کارها شده است. ما که نمی‌توانیم بگوییم کربلا نبوده! ما نمی‌توانیم بگوییم که هم یزید مسلمان بوده، هم حسین مسلمان بوده، هر دو هم محترم هستند، هیچ‌ کدام هم خطا نکردند! نمی‌توانیم این را بگوییم. این تاریخ اسلام است. خب ما مذاهب مختلف با این تاریخ چه کار بکنیم؟

جواب: همدیگر را تکفیر نکنیم. توهین نکنیم. در تلویزیون و کانال و ماهواره به همدیگر فحش ندهیم. همدیگر را ابطال نکنیم. علمای متخصص دوستانه بنشینند با سند با همدیگر بحث بکنند، آن اشکالی ندارد. توهین و تکفیر نباید بکنیم.

به جای آن، سه تا جمله می‌گویم، خواهش می‌کنم این را دقت کنید. پیشنهاد نهایی و خلاصه همه حرف‌های من این سه تا جمله است.

1) ما کانال‌هایی داشته باشیم مشترکات همه مذاهب را آنجا بگویند. این همه فضائیات هست که علیه هم می‌گویند که همه‌اش برای دشمن است. چه شیعه، چه سنی. چندتا هم کانال فضائیات راه ‌بیفتد که مشترکات همه مذاهب را بگوید. که بگوید ما در ۹۰ درصد مفاهیم یک چیز داریم می‌گوییم.

2) اختلافات در ماهواره مطرح نشود. مؤدبانه بین متخصصین بدون توهین و تکفیر باشد.

3) ما طرفدار مردم‌سالاری اسلامی در تمام کشورهای اسلامی هستیم. یعنی معتقدیم همه جا حکومت‌ها باید با انتخاب مردم بیایند، منتهی در چارچوب اسلام. جمهوری از نوع اسلامی بشود.

4) مذاهب مختلف با هم چگونه رفتار کنند؟ در هر جامعه‌ای هر مذهبی اکثریت دارد، قانون رسمی طبق مذهب اکثریت رسمی باشد. اما در مسائل شخصی و عبادی مردم پیروان هر مذهب، طبق مذهب خودشان عمل کنند حتی اگر اقلیت هستند.

پیشنهاد ما مشخصاً این است. فکر می‌کنیم اگر این کار بشود و دانشگاه‌های ما در جهت احیای علم و اخلاق تلاش بکنند، حتماً سبک زندگی اسلامی، منتهی از نوع امروزی، احیا خواهد شد. دنیا تشنه اسلام است.

دوستان، همه ادیان در دنیا ریزش دارند الا اسلام. پیروان همه ادیان دارند کم می‌شوند. فقط اسلام است که پیروانش دارند زیاد می‌شوند. تا ۱۰۰ سال دیگر، دوسوم کشورهای اروپایی، اکثریت جمعیت آن‌ها مسلمان هستند. یعنی ۱۰۰ سال دیگر که ما نیستیم، زمان نوه‌های ما، اروپا اسلامی می‌شود. اکثریت مسلمان می‌شوند.

از بعد از ۱۱ سپتامبر که این همه علیه اسلام و قرآن و پیغمبر اهانت کردند، رشد اسلام در آمریکا چندین برابر شده است، علی‌رغم این همه تبلیغات و تهمت. اسلام دین آینده بشریت است. در دنیا خواهیم دید و فرزندان ما خواهند دید اکثریت بشر در دنیا مسلمان خواهند شد. اسلام دارد به سرعت گسترش پیدا می‌کند. اسلام دین فطرت است. اسلام دین اخلاق است. اسلام دین علم و عقل است. اسلام دین عدالت است. اسلام دین صلح و برادری و عشق است. اسلام علیه کسانی که علیه اسلام قیام می‌کنند دین جهاد هم هست.

امیدواریم انشاءالله منجی الهی فرزند رسول‌الله که در کتاب‌های شیعه و سنی راجع به آن بحث شده است، هر چه زودتر ظهور کند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha